تبلیغات
☀ نـِشـونـی ☀

مردم زیادند و پر توقع؛ و خدا یکی است و سریع الرضا، پس تو او را راضی کن، دیگران چیزی نیستند.

فرار از ریاست
نظرات () |

حضرت علی (علیه السلام:(

« آفت علما ، دوست داشتن ریاست است ».

 


قدیم علما از ریاست فرار می کردند.

وقتی مرجعیتِ مطلقِ شیعه به شیخ انصاری رسید و مردم برای درخواست رساله و قبول مرجعیت نزد شیخ رفتند ایشان فرمودند: من هم مباحثی داشتم به نام سعیدالعلماء مازندرانی که در بحث از من قوی تر بود، الان در مازندران زندگی می کند، سراغ او بروید.

وقتی نزد سعیدالعلما رفتند ایشان فرمودند: من مدتی است که به اینجا آمده ام و از بحث و درس دور بوده ام. ولی شیخ در این مدت مشغول به درس و بحث بوده، لذا سراغ شیخ بروید.

اینها این طور از ریاست فرار می کردند.

 

منبع: کتاب پند حکیم

 



:: مرتبط با: سـایـر ,
:: برچسب‌ها: شیخ انصاری , سیره ی بزرگان , سیره علما , ریاست , مقام ,
نویسنده : فـهـیـم
تاریخ : سه شنبه 7 آبان 1392
زمان : 11:03 ب.ظ
راز پیشرفت آیت الله بهجت
نظرات () |





حجت الاسلام علی بهجت :

آقا به این سوال ما که راز پیشرفت و سبقت ایشان چه بود، این گونه جواب داد که بعد از مرگ من می فهمی

آقا از دنیا رفتند.

دفتر آیت الله سیستانی مجلس ختم گرفتند و من شرکت کردم.

بسیار هم ناراحت و غمگین بودم.

فرزند آیت سید جمال گلپایگانی که در مجلس ختم شرکت کرده بود به من فرمود: از آقای قوچانی درباره ی آقای بهجت پرسیدم، ایشان فرمود: می دانی ایشان چرا پله های عروج را پله پله بالا نمی رفت بلکه پرواز می کرد ؟ به خاطر این که ایشان قبل از بلوغش سالک بود و چشمش باز بود.

" معصیت را دید و مرتکب نشد " و بعد از بلوغش هم "معصیت را مرتکب نشد»" .

 

منبع : کتاب العبد



:: مرتبط با: آیت الله بهـجـت (ره) ,
:: برچسب‌ها: آیت الله بهجت , محمد تقی بهجت , العبد , عرفا , بزرگان , سیره ی بزرگان ,
نویسنده : فـهـیـم
تاریخ : جمعه 22 شهریور 1392
زمان : 04:21 ب.ظ
العبد
نظرات () |


این روزها که به قول شهید نورعلی شوشتری مواظبیم ناممان گم نشود و القاب دست‌سازی که دیگران چاهش را برایمان کنده‌اند از پس و پیش اسممان جا نیافتد یادمان نرود که بودند افرادی که به یک الاحقر و العبد بسنده می‌کردند.






حجت السلام علی بهجت، پسر بزرگوار آیت الله بهجت نقل می‌کند:
 یک عکسی از
ایشان (آیت الله بهجت رحمه الله علیه) چاپ کرده بودند و زیرش القاب داشت. عکس را داخل پوشه‌ای گذاشته بودم و فقط این نوشته پیدا بود. یک روز آمدم دیدم این نوشته زیر عکس پاره شده است! عکس را در آوردم، دیدم این کار بچه‌ها نبوده است چون تمام القاب عارف و سالک و فقیه و شیخ الفقها و المجتهدین همه را پاره کرده بود، فقط محمد تقی بهجتش را گذاشته بود.







:: مرتبط با: آیت الله بهـجـت (ره) ,
:: برچسب‌ها: آیت الله بهجت , محمد تقی بهجت , بهجت , عرفا , بزرگان , آیت الله محمد تقی بهجت , العبدپ ,
نویسنده : فـهـیـم
تاریخ : یکشنبه 20 مرداد 1392
زمان : 11:25 ق.ظ
تواضع
نظرات () |

تا آخر عمر کلمه ای از وی صادر نمی شد که صراحت بر مقام و منزلت داشته باشد.


خانم سیده فاطمه قاضی در این باره می گوید:


 »
ایشان خودشان را خیلی کم می گرفت، خیلی می گفت: من چیزی بلد نیستم. حتی وقتی بچه ها یا نوه هایشان به ایشان می گفتند: آیت الله ، می گفت: نه من آیت الله نیستم. خیلی خود ش را پایین می دانست. اصلاً عجیب بود، بیشتر هم مشغول نماز و دعا و راهنمایی شاگردانش بوذ. به ما می گفت: همین ها برای آدم می ماند، چیز دیگری نمی ماند. یا اگر کسی برای ایشان هدیه و پیشکشی می فرستاد می گفت: ببر بده به فلانی، به من نده! اصلاً دنبال هیچ چیز نبود
« .




منبع: کتاب عطش


.


:: مرتبط با: آیت الله قاضی (ره) ,
:: برچسب‌ها: آیت الله قاضی , سید علی قاضی , بزرگان , عرفا , سیره ی بزرگان , تواضع ,
نویسنده : فـهـیـم
تاریخ : شنبه 15 تیر 1392
زمان : 08:25 ق.ظ
تسخیر نفس
نظرات () |



یک صبح جمعه ای جناب آیت الله لنگرودی، که در مسجد سلماسی نماز می خواندند، خدمت آیت الله بهجت عرض کردند: آقا تسخیر جن چه حکمی دارد؟

ایشان مقداری سکوت کردند و بعد فرمودند: تسخیر نفس لازم است.

خیلی زیبا و کامل، هم وارد آن قضیه نشدند که اصلا دأبشان نبود و هم این سید بزرگوار را از جواب محروم نکردند.

 

منبع: کتاب العبد



:: مرتبط با: آیت الله بهـجـت (ره) ,
:: برچسب‌ها: آیت الله بهجت , محمد تقی بهجت , نفس , جن , عرفا , سیره ی بزرگان , عرفان ,
نویسنده : فـهـیـم
تاریخ : جمعه 31 خرداد 1392
زمان : 12:39 ب.ظ
 

 




.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.