تبلیغات
☀ نـِشـونـی ☀

مردم زیادند و پر توقع؛ و خدا یکی است و سریع الرضا، پس تو او را راضی کن، دیگران چیزی نیستند.

زیاد سخت نیست ..
نظرات () |

گاهی فکر می کنی برای رسیدن به آن مقاصد اعلا باید به فکر اعمال آن چنانی بود، در صورتی که وقتی در سیره ی بزرگان دقیق می شوی، می بینی آن ها با رعایت همین کارهای کوچک به آن مقاصد بزرگ رسیده اند.



 »فردی بودکه خودش نور داشت و مثلاً جایی که می خواست برود آدرس نمی گرفت و با نوری که داشت آن را پیدا می کرد. یک بار خدمت آقای انصاری رسید و خیلی گریه کرد، می گفت: من چه کار کنم مثل شما آدم شوم؟ ایشان فرمودند: برو جلوی زبانت را بگیر. »

و یک حکایت دیگر:

« یک بار شخصی به نام عاشق زین العابدین خدمت آقای انصاری رسید و دستور خواست، آقا فرمودند برو روزه بگیر. آدم خیلی ساده ای هم بود. گفت: نمی توانم، آخر گرسنه ام می شود. یعنی ، سلوکش در همین نخوردن بود، چون خیلی به خوراک حریص بود و برای همین نتوانست دستور العمل آقا را انجام بدهد.« 

آری برای ما هم چه بسا همین امور پیش پا افتاده و ساده است که غل و زنجیر وجودمان شده و دست و پایمان را بند زمین کرده و الا راه آسمان برای پیمودن است.

 

منبع : کتاب سوخته



:: مرتبط با: شیخ انصاری همدانی ,
:: برچسب‌ها: شیخ انصاری همدانی , محمدجواد انصاری همدانی , عرفا , بزرگان , سیره ی بزرگان , سوخته , عرفان ,
نویسنده : فـهـیـم
تاریخ : یکشنبه 8 اردیبهشت 1392
زمان : 09:16 ب.ظ
پرهیز از اهل قیل و قال
نظرات () |


او بیشتر دوست داشت در حال خودش باشد. اهل بحث نبود و از آن دوری می کرد.



آقای اسلامیه می گوید :

« یک بار عده ای از تهران آمده بودند همدان خدمت آقا. آنها نشستند و شروع کردند به بحث کردن و یکی از آقایان گفت: الان آقا می آیند و جواب را از خودشان می گیریم. آقای انصاری تشریف آوردند و دو زانو نشستند سر جای خودشان و در همان حالت سکوت مخصوص خود بودند. یکی از آقایان گفت: آقا این بحث مطرح بود و ما می خواستیم جوابش را از شما بشنویم، در همان حال ایشان فرمودند: من حال بحث ندارم   « .
یعنی بعضی ها هستند که کارشان فقط بحث کردن است و اهل راه رفتن نیستند .شاید اومی خواست با سکوتش بالاترین جواب ها را بدهد که:


سر غیب آن را سزد آموختن
کـو ز گفتن لب تواند دوختـن
درخور دریا نشد جـز فهم آب
فهم کن والله اعلم بالصـواب


منبع : کتاب سوخته



:: مرتبط با: شیخ انصاری همدانی ,
:: برچسب‌ها: شیخ انصاری همدانی , بزرگان , عرفا , سیره بزرگان ,
نویسنده : فـهـیـم
تاریخ : چهارشنبه 16 اسفند 1391
زمان : 05:10 ب.ظ
اخلاص
نظرات () |


حضرت علامه ذوالفنون آیت الله حسن زاده آملی (حفظه الله):

منقول است که مرحوم حاجی سبزواری (رحمه الله) برای عیادت بیماری می رفت و عده ای هم با او بودند.

نزدیک منزل بیمار که رسید برگشت و نرفت.

اطرافیان پرسیدند: آقا چرا تا اینجا آمدید و حالا برمی گردید؟

 آقا جواب داد: که خطوری به قلبم کرد که بیمار وقتی مرا ببیند، از من خوشش خواهد آمد و می گوید که سبزواری، چه انسان والا و بزرگی است که به عیادت من بیمار آمده است. حالا برمی گردم تا هنگامی که اخلاص اولیه را بیابم و تنها برای خدا به عیادت بیمار بیایم.



:: مرتبط با: سـایـر ,
:: برچسب‌ها: اخلاص , ریا , علامه حسن زاده آملی , بزرگان , عرفا , حاج ملا هادی سبزواری , درسهایی از بزرگان ,
نویسنده : فـهـیـم
تاریخ : یکشنبه 15 بهمن 1391
زمان : 05:05 ب.ظ
اندیشه اى كه بهتر از عبادت یك سال است
نظرات () |




آقای قدس می گوید :

روزی آیت العظمی بهجت می فرمود : یکی از علمای بزرگ نجف اشرف هنگام سحر و وقت نماز شب پسر نوجوانش را که در اطاق آقا خوابیده بود صدا زد و گفت: « برخیز و چند رکعت نماز شب بخوان ». پسر پاسخ: « چشم ».

آقا مشغول نماز شد و چند رکعت نماز خواند. ولی آقازاده برنخاست. مجدداً آقا او را صدا زد که: « پسرم، پاشو چند رکعت نماز بخوان ». باز پسر گفت: « چشم ».


آقا مشغول نماز شد ولی دید فرزندش از خواب بر نمی خیزد، برای بار سوم او را صدا زد. پسر گفت: « حاج آقا، من دارم فکر می کنم، همان فکری که درباره ی آن امام صادق علیه السـّـلام می فرمایند:

فِکرَةُ ساعَةٍ خَیرٌ مِن عِبادَةِ اَلفِ سَنَةٍ. 

یک ساعت اندیشیدن از هزار سال عبادت بهتر است. »

آیت العظمی بهجت فرمودند: آقا پرخاش کرد و فرمود: « ... و خود آیت الله بهجت کلمه را بر زبان جاری نکرد، ولی ما همه فهمیدیم که آن بزرگ مرد فرموده بودند: پدر سوخته؛ آن فکری از عبادت یک یا شصت سال بهتر است که انسان را به خواندن نماز شب وادارد، نه این که انسان وقت نماز شب دراز بکشد و به این بهانه از خواندن آن شانه خالی کند. »





:: مرتبط با: سـایـر , آیت الله بهـجـت (ره) ,
:: برچسب‌ها: نماز شب , آیت الله بهجت , تفکر , سیره ی بزرگان , عرفا ,
نویسنده : فـهـیـم
تاریخ : چهارشنبه 4 بهمن 1391
زمان : 05:52 ب.ظ
اولین و آخرین گامِ آدمیت
نظرات () |

شرع چـون کیـل و تـرازو دان یقـیـن
که بدو خصمان رهند از جنگ و کین




اولین توصیه ی شیخ محمد جواد انصاری همدانی برای سالک و برای هر که میخواهد دستورالعملی بگیرد، رعایت حریم شرع و واجبات بود. انجام واجبات و ترک محرمات به عبارتی اولین و آخرین قدم سلوک است و بعد از آن اگر تشخیص می دادند کسی واقعا این مسائل را رعایت می کند، کم کم ابواب معرفتی را برایشان باز می کردند.

استاد کریم محمودحقیقی درباره ی اهتمام آقای انصاری به رعایت حریم شرع می گویند: «آیت الله نجابت می فرمودند : در سفری که آیت الله شهید دستغیب به همدان داشتند، یک عبا برای آقا هدیه برده و آن را روی طاقچه گذاشته بودند. سال دیگر که دوباره به همدان می روند، می بینند آن عبا درست در همان جایی است که خودشان گذاشته بودند. می پرسند: آقا؛ عبا اندازه تان نبود؟ به درد نمی خورد؟ آقا می فرمایند: شما که نگفتی این را برای من آوردی، مطمئن نبودم برای من است... تا این اندازه مقید به شرع بودند«.

او که خود تا این اندازه در رعایت حریم شرع محتاط است، به شاگردان هم همین توصیه را دارد. استاد کریم محمودحقیقی ادامه می دهد: «اولین روزی که بنده خدمت آقای انصاری رسیدم، به دست و پایشان افتادم و التماس و گریه ی زیادی کردم که آقا چه کار کنم آدم شوم؟ ایشان با یک لبخندی فرمودند: کاری ندارد! هر چه خدا گفته بکن، بکن. هر چه خدا گفته نکن، نکن«.


منبع : کتاب سوخته



:: مرتبط با: شیخ انصاری همدانی ,
:: برچسب‌ها: شرع , سیخ محمد جواد انصاری همدانی , عرفا , بزرگان , سیره بزرگان , سیره عرفا , سوخته ,
نویسنده : فـهـیـم
تاریخ : یکشنبه 10 دی 1391
زمان : 05:01 ب.ظ
 

 




.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.