تبلیغات
☀ نـِشـونـی ☀ - مطالب شهریور 1394

مردم زیادند و پر توقع؛ و خدا یکی است و سریع الرضا، پس تو او را راضی کن، دیگران چیزی نیستند.

زندگینامه سید محمدحسن الهی طباطبایی
نظرات () |

سید محمدحسن الهی در 22 رجب 1325 ه.ق دیده به جهان گشودند

ایشان از نسل سادات طباطبایی بودند، از طرف پدر به حسن مثنی فرزند امام حسن مجتبی (ع) و از طرف مادر به فاطمه بنت الحسین (ع) می رسند. آباء و اجدادشان تا 14 نسل از علماء اعلام بوده اند.

18 ماهه بودند که مادرشان از دنیا رفت و پس از چهار سال نیز پدرشان به سرای دیگر شتافت.

ایشان و برادر بزرگشان (علامه طباطبایی) طبق وصیت پدر نزد حاج میرزا باقر قاضی، روحانی شهیر شهر، قرآن و بوستان و گلستان و سایر کتب و نیز خطاطی را آموختند. در 12 سالگی به همراه برادرشان راهی مدرسه طالبیه تبریز شدند و طی شش سال دروس سطح حوزه را به اتمام رساندند.

دو برادر در سال 1304 ه.ش املاکشان را به آشنایان سپرده و عازم نجف شدند.


اساتید:

 ایشان به همراه برادرشان در ردیف شاگردان آیت الله میرزا علی قاضی در آمده و از آن همای عرشی بهره ها بردند؛ و او را استاد اصلی خود می دانسته اند.

از سایر اساتیدشان می توان آیت الله محمد حجت، استاد علی ایروانی، شیخ حسین نائینی، سید ابوالحسن اصفهانی و سید حسین بادکوبه ای را نام برد.

پس از 11 سال زندگی و تحصیل در نجف به علت ممنوعیت خروج ارز از ایران و نرسیدن عواید املاکشان در محضور مالی شدید قرار گرفته ( دو برادر از وجوهات شرعیه هم استفاده نمی کردند ) و به ناچار به تبریز باز گشتند.

به محض بازگشت به تبریز در کنار کار کشاورزی، مشغول درس و بحث و تدریس فلسفه در حوزه تبریز شدند.



آثار:

از نوشته های آقای الهی جز اندکی استنساخ چیزی بر جای نمانده.

شاگردان:

از شاگردانشان می توان به این افراد اشاره کرد:

علامه حسن زاده آملی، میرزا محمدعلی ارتقایی مشهور به ادیب العلماء، شیخ هدایت الله غروی، میرزا موسی تبریزی، میرزا ستار میرمحمدی، آقا شیخ شریف و آیت الله تجلیل.



آقای الهی در سال 1346 ه.ش به قم سفر کردند و در دارالتبلیغ قم به تدریس فلسفه مشغول شدند. اما تنها نه ماه در قم ماندند و بر اثر عود بیماری قبلی شان ناچار به تبریز بازگشتند.


آقا سید محمدحسن الهی در نیمه دوم سال 1346 ه.ش در بستر بیماری افتادند و سرانجام در چهارم تیرماه 1347 بر اثر ایست قلبی دار فانی را وداع گفتند. آرامگاه ایشان در قبرستان نو قم می باشد.



+
 آیت الله الهی: « ظهور انفرادی زمینه ظهور اجتماعی است وگرنه اگر امت آماده نباشند و او بیاید همان بلایی سرش خواهد آمد که سر یازده معصوم دیگر آمد. »

***

منابع

1. کتاب «الهیه»

2. www.varesoon.ir





:: مرتبط با: زندگینامه بزرگان ,
نویسنده : فـهـیـم
تاریخ : سه شنبه 31 شهریور 1394
زمان : 04:52 ب.ظ
حیف تو را داشتم و غیر تو را بنده شدم
نظرات () |



هی نپرس آخرش چی می شود. آخرش دست خداست. بد نمی شود. این اولش را که سپرده اند دست تو، این چه می شود؟ این مهم است. اگر این بد بشود، آخرش برای تو می شود روز خجالت؛ یوم الحسرة.  حسرت می خوری. می گویی کاش درست کار می کردم، امروز این قدر خجالت نمی کشیدم. کار نکرده ای و حقوقت را می دهند. تمام و کمال. از خجالت هزار بار آب می شوی و می روی توی زمین. هی می سوزی و صدات هم در نمی آید. جهنم می شود برایت. کوفتت می شود. عذاب می شوی. خدا که عذابت نمی کند. تو خودت عذاب می شوی. خدا که عقده ندارد من و تو را عذاب کند. رحمان رحیم است.


 برگرفته از کتاب « باران خلاف نیست »





:: مرتبط با: سـایـر , حاج اسماعیل دولابی ,
نویسنده : فـهـیـم
تاریخ : سه شنبه 3 شهریور 1394
زمان : 08:50 ب.ظ


.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.