تبلیغات
☀ نـِشـونـی ☀ - مطالب آیت الله بهـجـت (ره)

مردم زیادند و پر توقع؛ و خدا یکی است و سریع الرضا، پس تو او را راضی کن، دیگران چیزی نیستند.

علیک بالمؤخَّرات
نظرات () |

روزی آیت الله بهجت از طلبه ای عرب پرسیدند: «چه درسی می خوانی؟» گفت: «مقدمات»حضرت آیت الله در بیانی لطیف فرمودند: «علیکَ بالمؤخَّرات!» یعنی تو را به مقصود و غرض از مقدمات که همان ذی المقدمه توجه به حضرت پروردگار و امور معنوی است، سفارش می کنم




+ منبع: کتاب العبد


:: مرتبط با: آیت الله بهـجـت (ره) ,
:: برچسب‌ها: آیت الله بهجت , مقدمات , موخرات ,
نویسنده : فـهـیـم
تاریخ : جمعه 30 مرداد 1394
زمان : 10:17 ق.ظ
ذرّه
نظرات () |


چون ذرّه می‌دوند به هر گوشه عاشقان

 شـاید بـه آفـتـاب جـهانتاب بـرخـورنـد






حجت الاسلام علی بهجت:

شوخی هایی که حاج آقا ( آیت الله بهجت ) داشتند بسیار لطیف بود.

روزی نشسته بودم ، آقایی آمد که متوجه نشده بود ایشان خود حاج آقا هستند ، از محضرشان پرسید حاج آقا نمی آیند ؟

حاج آقا فرمودند : خب بفرمایید چه حرف یا سوالی دارید ؟

گفت : ببخشید ؛ من نشناختم.

اتفاقاً آن آقا عینک هم داشت.

حاج آقا فرمودند : خب ، عینک شما ذره بین نیست که بتوانید خوب بینید.

خودشان را می فرمودند که من ذره ای هستم.



منبع: کتاب العبد

 



:: مرتبط با: آیت الله بهـجـت (ره) ,
:: برچسب‌ها: آیت الله بهجت , محمد تقی بهجت , بهجت , عرفا , بزرگان , سیره ی بزرگان , زندگینامه ی عرفا ,
نویسنده : فـهـیـم
تاریخ : شنبه 21 دی 1392
زمان : 08:46 ب.ظ
راز پیشرفت آیت الله بهجت
نظرات () |





حجت الاسلام علی بهجت :

آقا به این سوال ما که راز پیشرفت و سبقت ایشان چه بود، این گونه جواب داد که بعد از مرگ من می فهمی

آقا از دنیا رفتند.

دفتر آیت الله سیستانی مجلس ختم گرفتند و من شرکت کردم.

بسیار هم ناراحت و غمگین بودم.

فرزند آیت سید جمال گلپایگانی که در مجلس ختم شرکت کرده بود به من فرمود: از آقای قوچانی درباره ی آقای بهجت پرسیدم، ایشان فرمود: می دانی ایشان چرا پله های عروج را پله پله بالا نمی رفت بلکه پرواز می کرد ؟ به خاطر این که ایشان قبل از بلوغش سالک بود و چشمش باز بود.

" معصیت را دید و مرتکب نشد " و بعد از بلوغش هم "معصیت را مرتکب نشد»" .

 

منبع : کتاب العبد



:: مرتبط با: آیت الله بهـجـت (ره) ,
:: برچسب‌ها: آیت الله بهجت , محمد تقی بهجت , العبد , عرفا , بزرگان , سیره ی بزرگان ,
نویسنده : فـهـیـم
تاریخ : جمعه 22 شهریور 1392
زمان : 03:21 ب.ظ
العبد
نظرات () |


این روزها که به قول شهید نورعلی شوشتری مواظبیم ناممان گم نشود و القاب دست‌سازی که دیگران چاهش را برایمان کنده‌اند از پس و پیش اسممان جا نیافتد یادمان نرود که بودند افرادی که به یک الاحقر و العبد بسنده می‌کردند.






حجت السلام علی بهجت، پسر بزرگوار آیت الله بهجت نقل می‌کند:
 یک عکسی از
ایشان (آیت الله بهجت رحمه الله علیه) چاپ کرده بودند و زیرش القاب داشت. عکس را داخل پوشه‌ای گذاشته بودم و فقط این نوشته پیدا بود. یک روز آمدم دیدم این نوشته زیر عکس پاره شده است! عکس را در آوردم، دیدم این کار بچه‌ها نبوده است چون تمام القاب عارف و سالک و فقیه و شیخ الفقها و المجتهدین همه را پاره کرده بود، فقط محمد تقی بهجتش را گذاشته بود.







:: مرتبط با: آیت الله بهـجـت (ره) ,
:: برچسب‌ها: آیت الله بهجت , محمد تقی بهجت , بهجت , عرفا , بزرگان , آیت الله محمد تقی بهجت , العبدپ ,
نویسنده : فـهـیـم
تاریخ : یکشنبه 20 مرداد 1392
زمان : 10:25 ق.ظ
تسخیر نفس
نظرات () |



یک صبح جمعه ای جناب آیت الله لنگرودی، که در مسجد سلماسی نماز می خواندند، خدمت آیت الله بهجت عرض کردند: آقا تسخیر جن چه حکمی دارد؟

ایشان مقداری سکوت کردند و بعد فرمودند: تسخیر نفس لازم است.

خیلی زیبا و کامل، هم وارد آن قضیه نشدند که اصلا دأبشان نبود و هم این سید بزرگوار را از جواب محروم نکردند.

 

منبع: کتاب العبد



:: مرتبط با: آیت الله بهـجـت (ره) ,
:: برچسب‌ها: آیت الله بهجت , محمد تقی بهجت , نفس , جن , عرفا , سیره ی بزرگان , عرفان ,
نویسنده : فـهـیـم
تاریخ : جمعه 31 خرداد 1392
زمان : 11:39 ق.ظ
 

 




.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.