تبلیغات
☀ نـِشـونـی ☀ - مطالب سـایـر

مردم زیادند و پر توقع؛ و خدا یکی است و سریع الرضا، پس تو او را راضی کن، دیگران چیزی نیستند.

یادی از مرحوم حاج میرزا علی آقا شیرازی
نظرات () |



یک شب مرحوم حاج میرزا علی آقا شیرازی در قم مهمان ما بودند و ما هم به تبع به منزل یکی از فضلای قم دعوت شدیم. بعضی از اهل ذوق و ادب و شعر نیز در آن جا بودند. در آن شب فهمیدم که این مرد چقدر اهل شعر و ادب است و چقدر بهترین شعرها را در عربی و فارسی می شناسد. دیگران شعرهایی می خواندند البته شعرهای خیلی عادی، ایشان هم می خواند و می گفت این شعر از آن بهتر است، این مضمون را این بهتر گفته است، کی چنین گفته و ... .

شعر خواندن، آن هم این جور شعرها که گناه نیست، اما در شب شعر خواندن مکروه است. خدا می داند وقتی آمدیم بیرون این آدم به شدت داشت می لرزید. گفت من اینقدر تصمیم می گیرم که شب شعر نخوانم آخرش جلوی خودم را نمی توانم بگیرم. مرتب اَسْتَغْفِرُ اللهَ رَبی وَ اَتُوبُ اِلَیه  می گفت، مثل کسی که معصیت بسیار بزرگی مرتکب شده است. العیاذ بالله اگر ما شراب خورده بودیم اینقدر مضطرب نمی شدیم که این مرد به واسطه ی یک عمل مکروه مضطرب شده بود .

 

برگرفته از کتاب « آزادی معنوی » به نقل از شهید مطهری




:: مرتبط با: سـایـر ,
:: برچسب‌ها: شهید مطهری , شهید مرتضی مطهری , حاج میرزا علی آقا شیرازی , آزادی معنوی , مکروه , بزرگان , عرفا ,
نویسنده : فـهـیـم
تاریخ : پنجشنبه 16 مهر 1394
زمان : 02:56 ب.ظ
وَإِنَّهُ لِحُبِّ الْخَیْرِ لَشَدِیدٌ *
نظرات () |

ما انسان ها فقط در حب خیر شدیدیم، اما در عملِ خیر، نـه!

خوبی را دوست داریم، اما همت مان به اندازه ی دوستی مان نیست، بلکه فرسنگ ها از آن فاصله دارد.


بخشی از کتاب الهیه ( شرح حال سید محمد حسن الهی طباطبایی )
* سوره مبارکه عادیات، آیه8



:: مرتبط با: سـایـر ,
:: برچسب‌ها: عمل خیر , کار نیک ,
نویسنده : فـهـیـم
تاریخ : پنجشنبه 2 مهر 1394
زمان : 08:00 ب.ظ
حیف تو را داشتم و غیر تو را بنده شدم
نظرات () |



هی نپرس آخرش چی می شود. آخرش دست خداست. بد نمی شود. این اولش را که سپرده اند دست تو، این چه می شود؟ این مهم است. اگر این بد بشود، آخرش برای تو می شود روز خجالت؛ یوم الحسرة.  حسرت می خوری. می گویی کاش درست کار می کردم، امروز این قدر خجالت نمی کشیدم. کار نکرده ای و حقوقت را می دهند. تمام و کمال. از خجالت هزار بار آب می شوی و می روی توی زمین. هی می سوزی و صدات هم در نمی آید. جهنم می شود برایت. کوفتت می شود. عذاب می شوی. خدا که عذابت نمی کند. تو خودت عذاب می شوی. خدا که عقده ندارد من و تو را عذاب کند. رحمان رحیم است.


 برگرفته از کتاب « باران خلاف نیست »





:: مرتبط با: سـایـر , حاج اسماعیل دولابی ,
نویسنده : فـهـیـم
تاریخ : سه شنبه 3 شهریور 1394
زمان : 08:50 ب.ظ
عادت؛ گورستان معرفت
نظرات () |

عادت، گورستان معرفت است و همان طور که عادت به زشتی و پلیدی، قبح و سیاهی آن را کمرنگ و گاهی زشتی آن را کاملاً می پوشاند و انسان را در انجام آن گستاخ تر و بی باک تر می کند، عادت به خوبی ها هم به تدریج از اثرات و ارزش آن می کاهد، برای همین نباید در ویرانه های عادت دفن شد.

+ بخشی از کتاب الهیه ( شرح حال سید محمد حسن الهی طباطبایی )



:: مرتبط با: سـایـر ,
:: برچسب‌ها: عادت , عادت خوب , عادت بد , ترک عادت , معرفت , الهیه , سید محمد حسن الهی طباطبایی ,
نویسنده : فـهـیـم
تاریخ : سه شنبه 27 مرداد 1394
زمان : 04:43 ب.ظ
گفتاری از استاد فاطمی نیا پیرامون حفظ نورانیت ماه رمضان
نظرات () |


و الا آدم بیاید تو ماه رمضان بعد ماه رمضان تمام شود همان آش و همان کاسه، این دیگر “لعلکم تتقون” نمیشود.



 مولوی میگوید که یک نفری دید که شتر دارد می آید تو کوچه، گفت از کجا می آیی؟ آن یکی پرسید از اشتر که هی، از کجا می آیی ای اقبال پی، آقای شتر از کجا می آی؟ گفت از حمام گرم کوی تو، گفت خود پیداست از زانوی تو ، گفت رفته بودم در همان حمام محله شما، گفت معلومه خوب کیسه کشیدی، از زانوهات پیداست.


 بله بزرگان این مثل را زده اند، که آقا، مردم که عملکرد من را بعد از ماه رمضان میبینند، ببینند عین آن شتری که از حمام آمده
 پس چی شد؟
 ها؟
 غیبتت که هست سر جاش!
 بد اخلاقیت در خانه که هست!
 دل شکستنت که هست!
 بی هوا پشت سر مردم حرف زدنت؛
اینها همه هست پس این”لعلکم تتقون” کجا رفت؟!

 پس چی شد؟!

 خدا را قسم می دهیم به اولیائش ان شاء الله که این نورانیت تا ماه رمضان آینده حفظ بشود.



استاد فاطمی نیا


برگرفته از اینجا




:: مرتبط با: سـایـر ,
:: برچسب‌ها: استاد فاطمی نیا , عبدالله فاطمی نیا , فاطمی نیا , ماه رمضان ,
نویسنده : فـهـیـم
تاریخ : پنجشنبه 9 مرداد 1393
زمان : 10:30 ق.ظ
 

 




.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.